محمد حسين مختارى مازندرانى

31

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

جزء قبلى به وجود مىآيد . نظير زمان و امثال آن . علماى اصول در امور قارّ ، استصحاب را به خاطر تماميّت اركان آن جارى مىدانند . ولى در امور تدريجى و غير قارّ جريان استصحاب در آن محلّ بحث و گفتگو است . زيرا جزء اوّل ( متيقّن ) قطعا زايل گرديده و جزء دوم مشكوك الحدوث است در حالى كه استصحاب در موردى جارى مىشود كه مستصحب وجودش سابقا قطعى و بقاى آن در زمان لاحق مشكوك باشد . به اين ترتيب به خاطر تمام نبودن اركان استصحاب در امور غير قارّ ، نمىتوان به جريان استصحاب در آن قايل شد . ولى برخى از محقّقان علم اصول همچون مرحوم آخوند خراسانى چون موضوع استصحاب را عرفى مىدانند نه عقلى لذا در امور غيرقارّ به حكم عرف جزء دوّم را همان جزء اوّل دانسته و عنوان بقا را بر آن صادق مىدانند . ازاينرو به عقيدهء ايشان در هر متيقّنى استصحاب جريان دارد خواه قارّ الذّات بوده يا غير قارّ و اشكال يادشده پيرامون امور تدريجى الوجود و غير قارّ وارد نمىباشد . استصحاب تعليقى هرگاه مستصحب مشروط به شرط يا معلّق به قيدى باشد به خاطر وجود حيثيّت تعليق دربارهء جريان استصحاب در آن